وقتی خیلی ها خوابند

روزگاری خوابیدن تا لنگ ظهر رویایم بود . به نور آفتاب ، به سر و صداهای اطراف ، به صدای ناقوس کلیسا  و… به هر مورد مزاحمی بد و بیراه می گفتم . ولی حالا ، روز های تعطیل نیز خوابم نمی بره زیاد .  ولی اصلا احساس بدی نیست. می پسندم اینگونه .

Published in: on اوت 29, 2010 at 4:59 ب.ظ.  (8) دیدگاه  

The URI to TrackBack this entry is: http://ghostan.wordpress.com/2010/08/29/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%d9%86%d8%af/trackback/

خوراک آراِس‌اِس دیدگاه‌های‌ این نوشته.

8 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. مثل هم شدیم که…

  2. هروقت می خوای بیدار شو ولی سر و صدا نکن .

    • 8 بیرون از خونه ایم !

      • تو کیسه خواب؟

  3. بازگشت دراکولا….دارادادام….

  4. اوهوم… یجوریه!

  5. کجایی شادروان؟
    چرا پیدات نیست؟

  6. یه جوری شده اینجا
    بد نشده ها ا ا
    اما فرق کرده


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.